تبليغاتX
*ng*2kht@r!@zkh@kek0orO$h

سلااااااااااااااام

شطورییییییییییین؟

اومدم اخرین اپو تا اطلاع ثانوی بکنم

راستی همگی ببخشین که میایین نظر میدین من نمیام نظر بدم به همتون سر میزنم

تو طول مدارسم گاهی یه اپ کوچولو خواهم کرد

دلم واسه همتوتنگ میشه.بهم سر بزنین همگی.واسم دعا کنین که دکمل بشم

قلبون همتون====>بااااااااااای

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 22:39 نويسنده negool |

سامولیچ

چطورین بی معرفنا؟

امروز حال ننارم زیاد سخن بگویمازهمین امروز تا بعد از کنکور مطالب وبلاگم همینجوری خواهد بود

البته من هنوز درس خوندنو شروع نکردمافعلا دارم ژستشو میگیرم

فیلمای ما رمضون چه جذابناواقعا من موندم این کارگردانارو از کجا پیدا میکننرئیس

برین اپو بخونین اگرم قدیمی بود نخونین

چه تند تند مطالبو گفتم

راستی روزاتون قبول

ما دیگه بریم،فعلا بای

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن


منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن


شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن


معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

 

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم


پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده


منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه


شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت


معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق


پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد


مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه

 برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت ...

+ تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 18:50 نويسنده negool |

۱۰ مرداد تولدم بود

یه شصتادتا اس ام اس تبریک گرفتم!همین.

البته چیزای دیگه هم گرفتما

از یه سری دوستان انتظار تبریک داشتم ولی همش خیال باطل بود!

این اپ فقط واسه این بود که بگم بی معرفتارو شناختم

خداپس همگی

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 12:12 نويسنده negool |

سلام علیکم

حال شما؟شطولا به سر میبرین؟

بالاخره وجدانمونا زیر پا گذاشتیم و به عمل قبیح دزدی دست زدیم

البته من چون بچه ی خوبیم منبع اپ امروزما میگم

بخونین:

از اين به بعد به‌جاي واژه‌ي نادرست و بو دار چُسِ فيل بگوييم: ...

 

آيا مي‌دانيد چرا ما ايراني‌ها به ذرت بو داده مي‌گوييم چُسِ فيل؟

حتماً خيلي چيزها به ذهن‌تان مي‌رسد، اما صبر كنيد خيلي پيچيده‌اش نكنيد. اولين ذرت بو داده‌هايي كه در ايران به فروش مي‌رسيد محصول كارخانه‌ي آقاي چستر فيلد بود. ما ايراني‌ها هم كه در كوتاه كردن و از سر و ته اسم‌ها زدن استاديم، رفته رفته واژه‌ي چستر فيلد را به چُسِ فيل تقليل داديم!!! بيچاره آقاي چستر فيلد!!!

اما خوب است اين را هم بدانيد كه فرهنگستان زبان فارسي واژه‌ي مناسب براي ذرت بوداده را گُلْ بلال انتخاب كرده است. حالا اين به سليقه‌ي شما بستگي دارد كه هنوز هم بخواهيد به ذرت بو داده بگوييد چُسِ فيل يا از اين به بعد به جاي اين واژه‌ي نادرست مي‌گوييد گُلْ بلال؟!!! يا شايد هم همان ذرت بو داده را بيشتر مي‌پسنديد!

 خیشن بود مگه نه؟

خوب ما دیگه بریم

امروز حس حرف زدن ندارم

فعلا بایز

منبع:ایران مالزی(سایت دانشجوهای ایرانی مقیم مالزی)

+ تاريخ یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:7 نويسنده negool |

وبلاگم یه سالش شددددددددد

سلام دوستان.خوبین؟چکارا میکنین؟

دیدین بالاخره زحمات منم نتیجه داد؟

خون دل خوردم تا این وبلاگو به اینجا رسوندم

امسال وسعم نمیرسه تفلت بگیرم انشاا... سال دیگه میگیرم

نظر خواهی غیر فعال---------->پست قبلی نظر بدین.مرسی همه

+ تاريخ جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:57 نويسنده negool

سیلاند

اینجا چه خبر شده؟ چرا هیشکی کامنت نمیزاره؟

هر روز به امید همین کامنتا ان میشم میبینم تکون نخورده اخه چجوری دلتون میاد بیایین اینجا ولی محض رضای خدا یه نظر ندین؟

خوب چه خبرا؟چیکار میکنین با این  جریانات  اخیر؟ما که با هیچ کدومش حال نکردییم!اولاش که رقص و بریز بپاش بود ما امتحان داشتیم تا امتحانا ما تموم شد اونام تموم شد دعوا شروع شد خوب دیگه

اینم شانس ماس شانسمون جلومون میدوئه

از همه جا دلم خونه.از چی براتون بگم؟از امتحانام بگم که همشون سخت بودن؟ این مسئولین محترم

گشته بودن هرچی ادم عتیقه بودا گرفته بودن واسه طراحی سوال من که میگم شانس نداریم

خوابم گرفت!همه خوابن.همسایامونم خوابیدن سکوته مطلقه ادم بایدم خوابش بگیره!نه؟

خوب دیگه ما رفع زحمت کنیم،،خوابم میاد و  حال ندارم زیاد حرف بزنم فقط اومدم اپ کنم که بگم هنوز چار چنگولی خودمو چسبونونوندم به وبم و به هیچ وجه کم نمیارم و درشو تخته نمیکنم حتی اکه کامنتام به صفر برسه!!!

 احساس میکنم اپم بیحال بود ولی با کمال اعتماد به نفس ثبتش میکنم

فعلا بای تا اپ بعدی

  اینم میگمو میرم:فردا کنکوره بیچاره کنکوریا امسال من حدس میزنو کنکورشون سخت باشه،شما چطور؟

اگه غلطی چیزی دیدین ببخشین،حال ویرایش ننارم

به یه چیزی دقت کردین که یه دفه ای وسط اپم خدافظی کردم؟ زده به سرم ایا؟؟!!!

کی میشه من بتونم دقیقا بعد از خدافظی یه کسی یا یه چیزیو ترک کنم؟همیشه هی خدافظی میکنم هی یه چیزی یادم میاد هی،هی هی میشه چرا ایا؟

اینم میگمو وااااااااقعا میرم:به سوالام که پرسیدمشون جواب بدین خوشحال میشم

دیگه بای

 

+ تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 0:41 نويسنده negool |

سلاند...چقدر تنبلیدم! پارسال دوست و امسال آشنا!(حالا کی خدا عالمه!) ...  این جند وقته بد جور دارم مطلب کش میرمچه کنیم دیگه نیس خیلی شیرینیم واسه همین دوستان هی درخواست میکنن ما اپ کنیم
قبل از اینکه ان مطلبو بخونین من از همه معذرت میخوامقصد توهین به جنس خاصی رو ندارم!!!
خوب دیگه بریم سراغ مطلب .وقتی خوندین یه نظر چی هم بدینتنک همه.بوسچچچچچچچچچچچبای!
دختران ایرانی نمیتوانند :

- با داشتن چشمانی بابا قوری خط چشم نکشند و چشمک نزنند !
- با دیدن یک پسر خوشتیپ ! میگرن درد نگیرند و غش نکنند !
- قبل از بیرون زفتن از خانه ۳ کیلو پودر به سر و صورت خود نزنند !
- کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس مانکنی نکنند !
- با داشتن پاهایی پشمالو جوراب شیشه ای نپوشند و شیلنگ تخته نیندازند !
- روزی ۱۴ ساعت با تلفن حرف نزنند !
- زیر مانتوی کوتاه دامن بلند خال خالی نپوشند !
- روزی ۳۰ -۴۰ هزار تومن آت و آشغال نخرند !
- ۲ ساعت به ۲ ساعت لباس عوض نکنند و رنگ و وارنگ نپوشند !
- با داشتن هیکلی جنیفری ! بندری نرقصند !
- از دوست پسراهایشان برای هم نگویند و لایه اوزون را جر ندهند !
- عشوه شتری نیایند و ناز نکنند !
- از ۳۰ تا پسر شماره نگیرند و به هر ۳۰ تا زنگ نزنند !

پسرهای ایرانی نمیتوانند :

- با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند !
- از کلاس پنجم دبستان سه تیغ نکنند و After Shave نزنند !
- جلوی مدرسه دخترانه نایستند و سیگار چاق نکنند !
- با دیدن یک فروند دختر جو زده نشوند و تیکه جواتی بار نکنند !
- پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشوند و دور بر ندارند !
- پس از یافتن اولین موی بالای لبشون احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند !
- در مقابل دخترها احساس بامزه بودن نکنند و چرت و پرت نگویند !
- ادعای با معرفتی و با مرامی و خلاف سنگینی نکنند !
- کت و شلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشند و کراوات قهوای راه راه صورتی نزنند !
- در آن واحد با N تا دختر رفیق نباشند و به هر N تاشون قول ازدواج ندهند !

- احساس غیرتی بودن نکنند و را به راه به آبجی کوچیکه گیر الکی ندهند !
- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و ماشین رو غُر و سُر نکنند !
- احساس خوشتیپی و خوشگلی نکنند و خود را دختر کش ندانند !
- در وبلاگشان فقط به دخترها لینک ندهند و فقط برای دخترها لوگو و تمپلیت نسازند !

 البته به قول شاعر (اندی جونم) : دختر ایرونی مثل گله.... ولی نمی دونم چرا هیچ کس در مورد پسر ایرونی نمی خونه! نکنه واقعا اینجوریند؟ خوب لابد هستن!!!

+ تاريخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:8 نويسنده negool |

ضد حال های موجود در اینترنت!
 
1- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!

2-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن

3-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه

4-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

5-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه

6-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!

7-3 ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 9:50 نويسنده negool |

مردي دارد در پارك مركزي شهر نيويورك قدم ميزند كه ناگهان ميبيند سگي به دختر بچه اي حمله كرده است. مرد به طرف آنها مي دود و با سگ درگير مي شود .

سرانجام سگ را مي كشد و زندگي دختربچه را نجات مي دهد.

پليسي كه صحنه را ديده بود به سمت آنها مي آيد و مي گويد: تویک قهرمانی

فردا در روزنامه ها مي نويسند : ' يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد '

آن مرد ميگويد t« اما من نيويوركي نيستم »

پس روزنامه هاي صبح مينويسند : ' آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد '

آن مرد دوباره ميگويد : « اما من آمريكايي نيستم »

« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »

« من ايراني هستم ! »

فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند :

« يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه را کشت
+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 20:37 نويسنده negool |

سلین سلین تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوپین؟حالتون چنه؟ تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

چه خپلا؟منو که یادتون نرفته؟ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امرز از خواب که یبدار شدم با یه حساب سر انگشتی فهمیدم از این 4 روز تعطیلی 2 روز بیشتر نمونده!!!!گفتم رسم جوونمردی نیست اگه اپ نکنم بنابراین به همتم گفتم کمربندتو ببند که بریم اپ بنماییم که بضیا نیان بگن نترکی اینقدر اپ میکنی

تا اومدم تو وبم دیدم پر تار عنکبوت شده!!شروع کردم به تمیز کردنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاز صبح تا حالا داشتم میتمیزیدمشتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبه خاطر همین تصمیم گرفتم برای جلوگیری از این مدل فاجعه ها هر دو هفته یه بار یه اپچی واستون بکنمشوطوله؟

وای بچه ها با امتحانا چیکار میکنین؟من که همشو دادمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comولی مثل اینکه خدا هوس کرده هی بزنه تو ذوقمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتا دبیر میاد نمره ها رو بده میگم من که بیستم بعد که برگمو میگیرم میبینم چی؟بیستم!!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comشوخولیدمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com.دیروز مامانم میگفت مثل اینکه بیست گرفتن شما باید بشه یه ارزوتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 اره بچه ها خلاصه که ما دیگه نه نمره هامون بیس میشه نه دکتری قبول میشیمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comولی من بازم امید دارما!!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comواسه اینکه دکتری قبول بشم رفتم 41 منبر.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمیدونین چیه؟هر کی میدونه تو نظرات بگه که اونایی رو که نمیدونن مخسره کنیم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

راستی این سید پیسی کینگعلی گفته نیازمیخوام(همین شکلاتا که تو 41 منبر باید بدم )!!!باید بگم حج اقا ما فقط به خانوما نیاز میدیم. تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حرف نیاز شد بذارین یه چیزی بگم به ای کیوی پسرا بخندین :روز تاسوعا که رفته بودم 41 منبر یه چنتا پسر پشت سرم داشتن میصحبتیدن،بعد یکیشون به دوستاش راه واسه دختر بازی نشون میداد،میگف امروز اگه از کسی خوشتون اومد ،یه شکلات باز کن بعد شمارتو بذار توش بده به دخترهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comنظرتونا راجع به این پیشنهاد بگین به نظرتون اینا سالم بودن؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته به منم دادنا ولی من اصلا حواسم نبود شکلاتو باز کردم خوردمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com!!داشتم میخوردم که یه دفعه یادم اومد اینا واسه چی شکلات دادنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comولی دیگه دیر شده بودتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خوب دیگه چی بگم؟

راستی یه خبر جیگرم بدم.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com اگه معدلم خوپ شد ادرس مطب ایندمو بهتون میدم،داشته باشین چندین سال دیگه دندونای بچه هاتونا واستون ارتودنسی میکنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comشوطوله؟

دیگه اجازه میدین برم؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comواسه قالب  جدیدم نظر بدینا.!اینقدرم بعضیاتون بی وفا نباشین،من باید خبرتون کنم که بیایین؟خودتون هر چند وقت یه بار یه سر بزنین

من دیگه واقعا حرفی واسه گفتن ندارمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comپس با این که میدونم همتون  اندوه مال میشین خدافسی میکنم!!

بای تا یه اپ مشت دیگهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 20:47 نويسنده negool |

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.

بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !

نكته اموزشي:

همين امروز گرمابخش قلب يک نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد

و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت

خوب شطور مطورا بود؟؟؟؟؟؟؟؟

۱)بي مزه بود.

۲)قيشنگ بود.

۳)تكراري بود.

۴)دمم جييييز.

۵)هيچ كدام.

۶)نظر ازاد

+ تاريخ جمعه سوم آبان 1387ساعت 20:38 نويسنده negool |

شیلام شیلااااااااااااااااااااام

شیطورین؟خوبین؟

من برگشتم با کوله باری از علم که در حال پر شدنه.

شاید باورتون نشه ولی من به طرز اعجاب انگیزی درس خون شدمو در حال حاضر احساس میکنم که تا حدودی دکی میباشم.اگه دردی.مرضی.سوالی چیزی دارین بیایین تو نظرات بگین من قول میدم کمکتون کنم.

لازم به ذکره که ما هفته ی اینده به سالن تشریح دانشگاه اصفهان!!!!(بهمون گفتنا) میریم تا مغز انسان!!! را تشریح کنیم!پس دیگه میتونم بگم خانوم دکی میباشم و از همه ی بیماریهای مغزی و.... با خبرم و راه درمانشونا میدونم

خوب امشب چون زیاد حال چرت و پرت گویی ندارم زود چنتا پ.ن را میگم و رفع زحمت میکنم.

پ.ن ها:

۱.از همه ی دوستان منقول و غیر منقول(منقول:دوستاني كه لينكيدمشون و غير منقول:دوستاني كه در حال حاضر نلينكيدمشون) کمال ممنون را تشکر میکنم!!

همتون با نظراتتون منو ذوق زده میکنین.از دوستان منقول قدیمی یه تشکر مخصوص باید بکنم!وقتی دندونپزشک شدم همتون میتونین بیایین پیشم تا من دندوناتونا بویزیتم!چطوره؟

۲.اگه  يکم بی معرفتی میکنم و نمیام وباتون نظر بدم ناحارت نشین چون واقعا وقت ندارم ولی قول میدم تابستون جبران کنم.

۳. داستان جیگري که گذاشتم اون بالا  از یه دوست گل(شیرین) کش رفتم.حتما بخونینش و نظر بدین.(دمتون جيييييييييز)

۴.در مورد قالبمم نظر بدین.دستتون درد نکوند.اجردونم با امام زمون.

۵.دیگه نکته ای ندارم که بگمپس در نتیجه رفع زحمت ميكنم.

خوب دوستان جيجر من كاري باري ندارين؟ما بريم؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه ميريمپس فيلا بااااااااااااااااااااايييييييييييهمه!

+ تاريخ جمعه سوم آبان 1387ساعت 20:31 نويسنده negool |

سیلام خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سیلام به دوستای با معرفت،بی معرفت،اونایی که با معرفت بودن حالا نیستن،اونایی که نبودن حالا هستن،اونایی که تصمیم دارن بشن،اونایی که میخان بشن ولی نمیشن،اونایی که میخوان بشن ولی نمیذارن بشن و...

همگی خوبید؟

امروز میخوام اخرین اپمو بکنم البته تا اطلاع ثانویا.زیاد ناراحت نباشین اینجانب ۴چنگولی به این وبلاگ و دوستان چسبیده ام و به هیچ عنوان ازشون جدا نمیشمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب این مطالبی که امروز اپیدم به نظر خودم خوبن اگه تکراری بودن به بزرگی اپای خودتون ببخشین.

بله ما هم رفتنی شدیمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.تابستونم رفتنی شد.فعالیتای ما هم در تابستون رفتنی شد فعالیتهایی از جمله:خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir،خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir،خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir،خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو ...

خوب ادم باید بره مدرسهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irدرس بخونهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمثل بنده دیفلم بگیرهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبره کنکور بده، دکتری قبول شه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبره دانشگوه بعد بشه یه خانوم دکیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبعد سرنوشت یه اقا دکی خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irسر راهش قرار بده و بعد خانو دکی با اقا دکیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو بعدشم دیگه اینقدر زندگی کنن تا اینجوری بشنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو در اخرم بمیرنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

 مثل اینکه خیلی چرت و پرت گفتم نه؟

پاسخ دوستان:نههههههههههههه

پس ما طبق پاسخ دوستان به چرت و پرت گوییمون ادامه میدیمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

راستیییییییییییییییی یه چیزی یادم اومد .نماز روزه های همتون مبارک خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.سر سفره ی افطار ما را دعا کنینا. هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم.(ستاد بچه های سال سومی و پشت کنکوری)

خوب دیگه چیزی ندارم که بگم =====>باید خدافیسی کنم.

باشه خدافیسی میکنم.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irفقط یه چیزی :من نیستم بی معرفت نشینا !هی بیایین نظر بدین.

واسمم دعا کنین که کارام خوب پیش بره.

همتون بیایین بغل نگیییین ببینمممممممممممخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir(ورود  اقایون اکیدا ممنوع)

خوب دیگه اپما که کردم،چرت و پرتم که گفتم،خواهشامم که کردم،بغلتونم که کردم پس دیگه کاری ندارم باید برم.

قربون همتون برم.بایییییییییییی تا چند وقت دیگهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 22:37 نويسنده negool |

به مناسبت ماه رمضون این مطلبو میزارم با این که میدونم قبلا تو وبم گذاشتم

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم...

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...

.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 

گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

 

 

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...

.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

 

 

 

 

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...

.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...

.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

 

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

 

 

 

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا…

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

 

 

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...

.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

 

 

 

 

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...

.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

 

 

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...

.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

 

 

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:55 نويسنده negool |

وقتي يک دختر حرفي نميزند  

ميليونها فکر در سرش مي گذرد
وقتي يک دختربحث نميکند

 عميقا مشغول فکر کردن است
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

 

 


وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد
وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:50 نويسنده negool |

سيلاااااااااااااااااااااام

      به زودي در اين مكان مطالبي بس جالب قرار داده ميشود

فيلا باي دوستان گل

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 13:27 نويسنده negool |

سيلاااااااااااااااااااااام احوالاتتون خوبه؟ خوب.خدا را شكر. امشب اومدم يه چيزايي بگم و برم. از همتون ممنونم گه واسم نظر ميزارين.به خدا من بي معرفت نيستم.ميام به همتون سر ميزنم ولي نميدونم كامم چش شده.وبلاگ هيچ كدومتونا با قالب خودش نميبينمممم. و به همون دليل نميتونم واسه هيچ كدومتون نظر بدم. رضا جان شرمنده ياهومم كار نميده.نميتونم ان شم. ولي قول ميدم جبران كنم.البته اگه تا اخر ماه كامم درست شد.اگه نه كه ديگه شرمنده ي همتون ميشم.چون از اول مهر ديگه ان نميشم. خوب ديگه چون ديگه حرفي واسه گفتن ندارم بنابراين با همتون خداحافظي ميكنم. قربون همتون باييييييييييي.
+ تاريخ یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 22:56 نويسنده negool |

سامولیک

احوالتون چطوره دوست عزیز؟احوال من که خوب بود ولی بد شدددددددد.یه طومار حرفیدم کلی مطلبمو خوشملش کردم وقتی خواستم بثبتمش همش پریدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir..

اشکال نداره اینقدر می اپم که بلاگفا کم بیاره.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب قبل از این که بریم سراغ مطلب یه چنتا چیزا باید بهتون بگم.نمیدونم چنتا میشه.

۱.حلول ماه مبارکو به همتون تبریک میگم.امیدوارم همتون روزه بگیرینوما را هم سر افطار دعا کنین.دعا یادتون نره هاخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

۲.واسه مطلبم نه نظری دارم نه عنوانی.پس لکفا وقتی میخونینش یه عنوانم واسش معرفی کنین.دستتون بی بلا  خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir   الهی برین کربلا.

۳.از همه ی دوستانی که با نظراشون منا ذوق زده میکنن خیلی خیلی ممنون(داش مسعود.رضا.سینا.مهسا.مرضیه و........)به دلیل اینکه حضور ذهن ندارم اسم همه را نگفتم ولی قول میدم واسه همشون جبران کنم.قول میدم فردا برم خوناشون   گل ببرم براشونخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب دیگه حرف اضافه بسه بریم سر اپمون.

قربون همتون من برمممممممممخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.من دیگه میرم بلو بکس گل.باییییییییخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.امیدوارم که از مطلبم خوشتون بیاد.

 

 

خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با يک هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميکند. کاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود. او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث کنجکاوي بيشتر او مي شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم که شما چه فکري مي کنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم که من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم . "

حدود يک هفته بعد ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي که مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فکر نمي کني که او قندان را برداشته باشد ؟ " "خب، من شک دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد."

او در ايميل خود نوشت : مادر عزيزم، من نمي گم که شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم که شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است که قندان از وقتي که شما به تهران برگشتيد گم شده . " با عشق، مسعود 

روز بعد ، مسعود يک ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود : پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضـــمن نمي گم که تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است که اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا کرده بود. با عشق ، مامان

 

خوب بگین ببینم چطور بود؟

۱)بی مزه بود

۲)خوشمل بود

۳)تکراری بود

۴)گزینه ی ۱ و ۳

 

+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 23:38 نويسنده negool |

۱-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشنخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستندخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irاز 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir و بدبختي و بي پولي و ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

+ تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:19 نويسنده negool |

سلام سلام سلام

من اومدم

خوش اومدم

ببخشید که فونتم اینقدر بده.بلاگفا نمیزاره فونتا عوض کنم.

ولی اشکال نداره شما این مطلبا بخونین حالشا ببرین.البته از اقا پسرای گلم معذرت میخوام(اگه یه موقع بهشون برخورد).خوب چیکار میشه کرد نویسنده که دختر باشه همین میشه دیگهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

راستی یه چیزه دیگه.ترو خدا.جون مامانتون.جون خالتون.عمتون و..... نظر بدین.

تا اپی دیگر خدافسسسسسسسسسس

اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد:
ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!!
حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند! 
خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بيارهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir. خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش
از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه

مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه
مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت میسوزهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.

+ تاريخ شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:44 نويسنده negool |

1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!

3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!

8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9-دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.

10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!

11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه !

16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن!

17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!

20-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

22-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باهال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:7 نويسنده negool |

قابل توجه دخترا و پسرا خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

این مطلب میزارم چون مطمئنم که اقایون ناحارت نمیشن.

اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir 

اگه پسرا نبودن.....

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:23 نويسنده negool |

سلام سلام سلام سلام

دوست عزیزم مطلبی را که قصد خوندنشو داری تقریبا طنزه .اگه قهقه نزنی یه لبخند خشک و خالی میزنی.

امیدوارم که قبلا جایی نخونده باشی.

راستی نظر یادت نره.

 

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناساييم به همراه دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.

التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه براي آنها هم جا باشد

+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:6 نويسنده negool |